1   2   3   4   5   >>   >

+ سیمای مسیحایی (1)

چهارشنبه 18 اردیبهشت 1387 ساعت 3:55 صبح

نام مسیح ، همیشه برای ما تجسم پاکی ، راستی صفا و لطافت روح بوده است . چرا که سیرتی که قرآن از او به ما نمایانده ، چنین است . و حتی واژآرایی این نام نیز از نوعی موسیقی لطیف و پر روح برخوردار است . دوستداران مسیح به همین خاطر همیشه چهره ای آرام ، با تبسمی نازک برای او ترسیم کرده اند . اما غالب این نقاشی ها - که گاه دوستان ما نیز از آن استفاده می کنند - به مسیح ، این مرد آسمانی شرقی ، چهره ای با نژاد غربی بخشیده اند - موهایی صاف و طلایی با چشم هایی روشن - . بماند که پیروان او در آفریقا نیز او را سیه چرده و جعدین مو ترسیم می کنند . به هر جهت این را خوب می توان فهمید که همه مسیح را از خود می دانند و به راستی مسیح تعلق به همه دارد . وبر اساس منطق (لا نفرق) تعلق به پیروان آخرین پیامبر نیز .


روبین وود زورث کاریس ، یک خبرنگار آمریکایی است که برای پوشش خبری دهه فجر سال 1364 به ایران آمده و این شانس را داشته که حضرت امام (ره) را در جماران ملاقات کند . او که از ابتدای ورود به حسینیه از همه چیز حتی سیگار نکشیدن مردم در آن تجمع و شیطنت نکردن دانش آموزان گروه سرود متعجب شده ، می گوید : گویا همه برای یک کار خیلی جدی در این سالن جمع شده اند . او بر همین منوال همه چیز را با دید بدوی خود تحلیل و با عباراتی ابتدایی و کاملا فطری بیان می کند . لحظه ورود امام را اینگونه بیان می نماید : احساس می کنم یک انرژی فوق العاده از پشت سر او ساطع است که مرا به بالای بالکن می کشد . او به شدت تحت تاثیر متانت امام قرار می گیرد و از این که آن حضرت هنگام شعار دادن مردم و سخنرانی دیگران که گاه متضمن تعریف هایی از ایشان است ، لبخند نمی زنند ، احساساتی نمی شوند و به اطراف نگاه نمی کنند ، شگفت زده می شود و اوج دریافتش از سیمای امام را در این جمله بیان می دارد : اگر روزی بخواهم فیلمی درباره مسیح بسازم ، بی شک نقش مسیح را به این مرد خواهم داد .(زیباترین تجربه من - ترجه - خاطرات روبین وود زورث کاریس )
آری مهربانی ، متانت ، انرژی معنوی ، جدیت و فروتنی چیزهایی است که باعث می شود یک پیرو مسیح ، سیمای او را در چهره امام ببیند . آنطور که از خاطرات او می توان فهمید ، او به طور حتم نمی دانسته که نام امام نیز مانند مسیح ( روح الله ) است وگرنه شاید گمان به رجعت مسیح می برد که این چنین دگرگونی عظیمی را بر روی زمین ایجاد نموده است .
ما البته بر این گمان نیستیم که خمینی مسیح است ، اما همه می دانند که انقلاب او به مانند دم مسیح زندگی بخش بود . مردم ما از آن زمان که او را شناختند ، تمثال او را نصب العین خویش قرار دادند . حتی آن زمان که این عمل جرم محسوب می شد چرا که آن تاثیر مسیحایی را به راستی دریافته بودند . برای اثبات این مدعا نیز ، نیازی به اقامه دعوا ندیده اند . چرا که گمان نمی رود اگر کسی به دیده انکار ننگرد و در مقابل کلام و حتی سیمای امام قرار گیرد ، همان انرژی فوق العاده که زورث کاریس از آن سخن گفت ، اورا به سوی خویش نکشاند .


امروز ، جدای از تمام تمثال هایی که بر اسکناس ها وکتاب ها و در و دیوار و بیل برد ها وسایر جایگاه های رسمی و نیمه رسمی ، از امام دیده می شود ، زیباتر و دلنشین تر ، تمثال هایی است که مردم ، خود با انگیزه ای عاشقانه بر دیوار منزل و مغازه و کارگاه و دفتر و مسجد و تکیه خود نصب نموده اند . این تصاویر از چند جهت قابل توجه و بررسی اند . اول آنکه گاه کهنگی آن ها و حتی قاب هایشان این سوال را به وجود می آورد که چرا صاحبش آن را با عکس های جدید و پوسترهای نوتر تعویض نکرده است ؟ اما غافل از آنکه کهنگی این عکس ها از کهنگی عشق صاحبش به امام خبر می دهد و همیشه یاد آور خاطرات روزها یی ست که آن عکس در آن روزها تهیه و نصب گردیده .

   
مشهد / مغازه ای در خیابان آزادی / تصویر امام در جایگاه فلزی مستقر در فیضیه
  
تربت حیدریه / دفتر مسجد جامع / تصویر امام قبل از تبعید
دوم اینکه این تصاویر عمدتا تصاویری ست خاص که امروز دیگر در هیچ یک از منابع رسمی وجود ندارند . عکس هایی که امروز از طریق رسانه ها پخش یا توسط سازمان ها و ارگان هایی مانند موسسه تنظیم و نشر و ستاد ارتحال چاپ می شوند ، عکس هایی رسمی و عمدتا تکراری ست و آن چه در خانه های روستایی ومغازه های بازار یافت می شود ، در میان آنان نخواهد بود .

 



روستای رود معجن / بخش بایگ از توابع تربت حیدریه / گلزار شهدا / تصویر امام در اتاق خانه در نوفلو شاتو

همان / تصویر امام در قم

   
تصویر امام در نوفلو شاتو
سوم اینکه این عکس ها غالبا در جایی خاص ، نصب و گاه به طرزی خاص تزیین گردیده اند و گاه نیز خاطراتی که باید همیشه زنده بمانند ، در کنار عکس امام پناه گرفته اند . چرا که صاحب عکس می داند عکس امام تنها چیزی ست که همیشه در خانه اش می ماند و کهنه نمی شود .



روستای عبدالمجید / 45 کیلومتری مشهد / تصویر امام در خانه نوفلو شاتو و کارت عروسی کنار آن

مشهد / خیابان خواجه ربیع / مسجد جواد الائمه / تصویر امام و تصویر شهید در کنارش


 
خلیل آباد کاشمر / امام زاده قاسم / تصویر امام بعد از آزادی از زندان / چاپ روی قالیچه مخملی
و چهارمین ویژگی اینکه نام و آرم هیچ سازمان و ارگان و حتی ناشر و چاپخانه ای در پایین این تصاویر نقش نبسته است . و آخر اینکه برخی از این تصاویر را می توان به چشم نسخه های چاپی نایاب نگریست .
به طور قطع این تصاویر جای بررسی بیشتری را دارند که از دید حقیر پوشیده مانده و شما می توانید در صفحه نظرات، بهتر و کامل تر به آن بپردازید و باز به طور قطع شما نیز در اطراف خود از این تمثال ها بسیار دیده اید و ایمیل تصویری از آن ها ، می تواند یادداشت بعدی با این موضوع را برای همه ارادتمندان امام غنی تر نماید .


 


نوشته شده توسط : محمدرضامیری

نظرات دیگران [ نظر]


   1   2   3   4   5   >>   >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ

[18/2/1387- 3:55 ص] سیمای مسیحایی (1)
[9/1/1387- 7:53 ع] موج هایی که در راهند (1)
[26/11/1386- 2:11 ص] کوچه های موزه دفاع مقدس
[18/11/1386- 9:46 ع] موزه های ده روزه مردمی(2)
[23/10/1386- 1:26 ص] موزه های ده روزه مردمی (1)
[17/10/1386- 12:12 ص] جمهوری ما
[13/10/1386- 2:45 ص] وقتی کاشی پز می نویسد (1)
[13/9/1386- 2:37 ص] آخر خط
[13/9/1386- 12:5 ص] نمایشگاه شهر من
[12/9/1386- 2:0 ص] کثرت در وحدت
[8/9/1386- 1:42 ص] وقتی آهنگر می نویسد
[7/9/1386- 11:27 ع] نقد نمایشگاه شهربهشت مشهد
[6/9/1386- 12:3 ص] وقتی شیشه بر می نویسد
[5/9/1386- 11:37 ع] مردان آهنی
[24/8/1386- 8:33 ص] نقاشی دیواری
[همه عناوین(16)]