سلام و عرض ادب.
ديدم شبان خفته را تبدار ديدم
بر خفته شب شبروي بيدار ديدم
مردي به مردي ديو را در بند كرده
با سرخوشان آسمان پيوند كرده
مردي نهان با روح همپيمان نشسته
مردي به رنگ نوح در طوفان نشسته
مردي تزرو كشته را پرواز داده
اسلام را در خامشي آواز داده
مردي به مردي دشنه بر بيداد بسته
در خامشيها قامت فرياد بسته...
طي اين 33 سال ناقابل كه از عمرم ميگذرد و دچار تغييرات و گاه تلاطمات فكري شديدي شدهام در بسياري چيزها دچار شكشدهام و در خيلي شخصيتها به ديده ترديد نگريستهام. ولي خميني از آن دست حقايقي است كه هيچگاه در او شك نكردهام. خميني واقعا بزرگ بود و بزرگ نمينماياند. و دروغ نبود. و آنقدر راست بود كه اگر روزي حتا در باورهايم به انديشههايش دچار ترديد شوم مطمئنم كه در خودش و راستياش شك نخواهم كرد.
ممنونم از اين پستتان. عالي بود. از طريق ايميل عكسي را كه سالها قبل در مامن يكي از غارنشينان ميمند شهر بابك گرفتم تقديم حضورتان ميكنم. اهالي ميمند زندگي واقعا بدوي دارند. زندگي در دل غارهايي كه چندهزارسال قبل در دل كوه حفر شده. بي هيچ نشاني از تمدن امروزي. در يكي از اين منازل! 3 عكس از امام به ديوار وسقف غار آويخته شده بود.
موفق و سربلند باشيد